87.07.20
دلهامان
مصمم
پشت به پشت هم
تردید را خشت به خشت بر روی هم سوار می کنند
تا بسازند دژی استوار
از برای پنهان ساختن میوه ی ممنوعه
نقطه سر خط
دژ ساخته شد بی هیچ روزن
اما
یک نگاه آن سوی دیوار
تَر ماتد
یک نگاه این سوی دیوار
منتظر
« September 2008 | | November 2008 »
دلهامان
مصمم
پشت به پشت هم
تردید را خشت به خشت بر روی هم سوار می کنند
تا بسازند دژی استوار
از برای پنهان ساختن میوه ی ممنوعه
نقطه سر خط
دژ ساخته شد بی هیچ روزن
اما
یک نگاه آن سوی دیوار
تَر ماتد
یک نگاه این سوی دیوار
منتظر
با اولین صدای گریه ی تو
برگ ها را
بی قراری تاب نبود
تن پوشی بافتند از تار و پود مِهر
شاخه از نگاه تو
با شوق رقصید
غوغای رنگ
هیمه ی آتش شامگاه پاییز شد
شعله جان گرفت
ماه غَزَلی ناب خواند
تو متولد گشتی و شراب ها
سرمستی پیاله را مست شدند
If you try to force things to happen, they can backfire on you
دوست ندارم مثل بقیه باشم
دوست ندارم بقیه مثل من باشند
دوست ندارم کسی رو الگوی خودم کنم
دوست ندارم الگوی کسی باشم
من هستم
پس دوست ندارم
آبان ماه
میدونم که آخر بازی با بچه ها لباسهام کثیف میشه
همین که بچه برای چند لحظه شاد باشه هم برای من کافیه
در ضمن
و ناگهان خداوند اتوشویی را آفرید
بر اندام كرانه ي تنهايي
كاروان دل را
حتي بر بلند ترين فرازگاه سكوت
اوج طنين شهوت ماه مي بلعد
نقطه سر خط
شن هاي روان
نعره هاي گردباد را بر نمي تابند
كوه هاي دلتنگي را آواز مي كنند
شادي + اضطراب + تهوع = حس اين روزهاي ابري
یه دایره ی تو پُر پُررنگ
یه دایره ی خالی رنگی
یه نیم دایره ی سیاه و سفید
یه خط خاکستری
یه نقطه ی بی رنگ
نقطه ته خط
اینجا
در سیصد و شصت و پنج روز پیش

[مردم ، خدا هست]
Home - About - Activities - Photoblg - Contact
© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour