« September 2008 | | November 2008 »

October 2008

October 11, 2008

87.07.20

دلهامان
مصمم
پشت به پشت هم
تردید را خشت به خشت بر روی هم سوار می کنند
تا بسازند دژی استوار
از برای پنهان ساختن میوه ی ممنوعه
نقطه سر خط
دژ ساخته شد بی هیچ روزن
اما
یک نگاه آن سوی دیوار
تَر ماتد
یک نگاه این سوی دیوار
منتظر

October 13, 2008

78.07.22

با اولین صدای گریه ی تو
برگ ها را
بی قراری تاب نبود
تن پوشی بافتند از تار و پود مِهر
شاخه از نگاه تو
با شوق رقصید
غوغای رنگ
هیمه ی آتش شامگاه پاییز شد
شعله جان گرفت
ماه غَزَلی ناب خواند
تو متولد گشتی و شراب ها
سرمستی پیاله را مست شدند

October 16, 2008

87.07.25

If you try to force things to happen, they can backfire on you

October 21, 2008

87.07.30

دوست ندارم مثل بقیه باشم
دوست ندارم بقیه مثل من باشند
دوست ندارم کسی رو الگوی خودم کنم
دوست ندارم الگوی کسی باشم
من هستم
پس دوست ندارم

October 22, 2008

87.08.01

آبان ماه

October 23, 2008

87.08.02

میدونم که آخر بازی با بچه ها لباسهام کثیف میشه
همین که بچه برای چند لحظه شاد باشه هم برای من کافیه
در ضمن
و ناگهان خداوند اتوشویی را آفرید

October 28, 2008

87.08.07

بر اندام كرانه ي تنهايي
كاروان دل را
حتي بر بلند ترين فرازگاه سكوت
اوج طنين شهوت ماه مي بلعد
نقطه سر خط
شن هاي روان
نعره هاي گردباد را بر نمي تابند
كوه هاي دلتنگي را آواز مي كنند

October 29, 2008

87.08.08

شادي + اضطراب + تهوع = حس اين روزهاي ابري

October 30, 2008

87.08.09

یه دایره ی تو پُر پُررنگ
یه دایره ی خالی رنگی
یه نیم دایره ی سیاه و سفید
یه خط خاکستری
یه نقطه ی بی رنگ
نقطه ته خط

October 31, 2008

87.08.10

اینجا
در سیصد و شصت و پنج روز پیش

Home - About - Activities - Photoblg - Contact

© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour