87.05.14
پُخته که هیچ
از حرارت سَفَرها
سوخته شود خام ها
« July 2008 | | September 2008 »
پُخته که هیچ
از حرارت سَفَرها
سوخته شود خام ها
جرقه رو هم که بگیری
اگه مثل برگِ خیس باشی
فقط دود میکنی
نفت باش
تا شعله ور بشی
ناگریزم
از تپش های پر افسوس خاطراتی لرزان
از یاد تقسیم شکلات ها, قهوه ها و نگاه هامان
نامه ات
رهگذری است
بر تمام دیر شدن ها
آینه و آب
نُقل و تور و شور
آرزوهای خوب
شادباش های گرم
به داغی تابستان
به دختر مرداد
به دختری که درشب تولدش دوباره متولد شد
و تو تنها ماندی
به همین ساده گی
شادباشی صمیمانه و گرم
به وبلاگستان فارسی
این مُلک دردمند
که سرانجام صاحب رانده شده اش رخ نمایان کرد
تا بستاند
حق وب نویس هایِ مظلومِ دردمندِ بی زبان را
از مافیای تازه به دوران رسیده ها
باشد که رستگار شوند
با چکمه های پلاستیکی
هرچقدر هم که روی لجنزاری که ساختی محکم قدم بزنی
فقط بوی تعفنش رو بیشتر بلند میکنی
میفهمی که؟!؟
هم نزن
گیرم عشق را زبان سخن بود
کو گوش شنوا
حرف هامان به جای نگاهمان سخن میگویند
نگاهمان به جای دلهامان
ناآگاهی = نوع بشر
ناآگاهی = حسرت
ناآگاهی = لذت لحظه ها
ناآگاهی = دیر شدن ها
ناآگاهی = تنهایی
آنجا که لبخندها
در میان هیاهوی خاطراتمان
کودکانه می رقصند
دلتنگی هامان چه غریبانه هم آغوش می شوند
ریشه های رفاقت را آفت زده

[مردم ، خدا هست]
Home - About - Activities - Photoblg - Contact
© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour