« June 2008 | | August 2008 »

July 2008

July 1, 2008

87.04.11

یه جنگل همیشه فقط یه سلطان نداره.
فصل شکار نزدیکه

July 4, 2008

87.04.14

حتی تلاشی درهم و برهم را برنمی تابید
تا لعاب صیقل خورده این پرتره را فرو ریزید
اینکه مرا می بینید و نمیفهمید
گام هائی با کفش های سپید در شب بر میدارید
من دلواپسی هایم را درون جیبم نمی گذارم

July 6, 2008

87.04.16

زخم ها سرمایه آدمند, اونها رو با کس و ناکس تقسیم نکن

July 8, 2008

87.04.18

سودش ندارد های من
چون بشنود دل هوی او

July 9, 2008

87.04.19

پدرم مرد بزرگی است که من بشدت به او افتخار میکنم
سالروز تولدش بر من مبارک

July 11, 2008

87.04.21

دلای گنده, تو دنیای کوچیک بعضی آدما جا نمیشه

87.04.21

زیر شلاق زمان رقص کنان باید رفت

July 14, 2008

87.04.24

یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

July 16, 2008

87.04.26

باده بده ساقیا
چنگ بزن مطربا
مسند دیوان عشق
کعبه به دامن گرفت

July 18, 2008

87.04.28

میدونی
این روزها
همه با هم قهر هستن
ولی حرف که میزنن
از صبح هم همش حرف تو بود
حرف تو و روزهائی که خاطراتش با دکلمه ها و نقش ها و دیالوگ های تو رقم خورده
[نقطه سر خط]
حالا دیگه خونه
ممکنه کوچک باشه
ممکنه تاریک باشه
ممکنه به رنگ خاک و سنگ باشه
اما ...
یاد تو توی خونه های ما
همیشه سبز میمونه
همیشه سبز

July 19, 2008

87.04.29

معجزه کن ای معجزه گر

July 22, 2008

87.05.01

زود زود داری میگذری زندگی

July 25, 2008

87.05.04

طلسم جادوگر فقط با دستهای من میشکنه

July 29, 2008

87.05.08

پائیز که بیاید
تکه چوبی محکم از برای چرخ گردون فصلها باید
تا چرخش از حرکت باز ایستد
که بارانش
آنقدر ببارد که ببارد
ببارد که بشوید
سرمستی تمام رقصهای مُزَوَرانه ی برگهای درختان را
که در تابستان
نوید خُنُکای نسیمی دروغین را میدادند,
تا بشوید
رَدِ لکه های تمامِ دلهایی که زیر حرارت آفتاب تابستان
آرام آرام ذوب شدند,
آنقدر ببارد تا تو
هم آغوشی با تَن های برهنه و عریان درختان را در بستری آغشته از برگهای زرد به لذت بنشینی

Home - About - Activities - Photoblg - Contact

© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour