« May 2008 | | July 2008 »

June 2008

June 2, 2008

87.03.13

سنگین سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را
بجای همراهی

June 3, 2008

87.03.14

هر چه از خاک شوی بالاتر
باد را بیش گزند است و ضرر

June 4, 2008

87.03.15

قطره های وجودم
به دریای نگاهت سرازیرند
بی مهابا
مغرور

June 5, 2008

87.03.16

بخواب نادر
دیگر هیچ‌کس بخار پنجره‌ات را پاک نخواهد کرد
مرگ سخن دیگری است
مرگ سخن ساده ایست
رجعتی دیگر باید
به رنگ روشن پرهای مرغ دریایی
به باد صبح
که بیدار میکند
چه نرم و چه مهربان و چه دوست
دیگر هیچ‌کس نیمه شب بیدارت نخواهد کرد
بخواب نادر
بخواب ...

June 8, 2008

87.03.19

مستم اگر باده نیست, لعل لب یار هست
گو می تلخم مباش, شربت دیدار هست
ساقی ما بی طلب گر ندهد جرعه ای
تشنه لبان را کجا قوت گفتار هست

June 9, 2008

87.03.20

وه!
چه سرد شعله می کشد
آتش من بر خاطرات تو و
آتش خاطرات تو بر من

امضاء : ب . خ

June 10, 2008

87.03.21

چیزی که مال تو نیست
مال تو نیست
حتی اگر بوی خدا بده

June 11, 2008

87.03.22

آن روزها با صدای محکم فریاد میزد که "نمیشه صبح شرافت فروخت شب شام خورد"
این روزها شرافتش رو تو یه قمار باخته, شب ها هم رژیم داره

June 13, 2008

87.03.24

هدف رویاهای توست
و همچنان این حس ها برای زندگی کافی نیست ...

امضاء : ب . خ

June 14, 2008

87.03.25

عشق حق را زپس عمق نگاهت خواندم
و زشور مستی بی تابی, وه چه شیدا ماندم
تو خدا را دیدی اندر آن چشم زلال کودک
من درون بدن آینه ها جا ماندم
از سکوت همه ی پنجره ها, تو غزل ها گفتی
من کنار همه ی قافیه ها, تک و تنها ماندم

June 19, 2008

87.03.30

روزگار غریبی نیست
با روزگار غریبیم نازنین

June 23, 2008

87.03.03

روزگاری
بی قراری
عشقی
بهاری
بود

June 24, 2008

87.04.04

همیشه وسط میدون مبارزه
مهلک ترین ضربه رو زمانی میخوری
که بر می گردی تا حواست به خودی ها باشه

June 25, 2008

87.04.05

ادعای رفاقت هم خرج داره نارفیق

June 26, 2008

87.04.06

"ببخشید, مگه غیر از من شخص دیگه ای هم مغازه داره ؟"
از بیانات ارزشمند سرمربی تیم ملی فوتبال ایران

June 28, 2008

87.04.08

پدر بزرگ ها همیشه بوی دوران کودکی رو میدن
وقتی میرن
اونقدر دل آدم میگیره که میگیره که میگیره ...
دیگه هیچوقت نه خنده هاشون تکرار میشه, نه قصه هاشون, نه آبنبات های توی جیب کت هاشون, نه حتی شعرهایی که گاهی وزن و قافیه هاش جور نبود اما توش پر بود از احساس جوونی.

June 30, 2008

87.04.10

برای شک کردن همیشه وقت هست

Home - About - Activities - Photoblg - Contact

© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour