« March 2008 | | May 2008 »

April 2008

April 3, 2008

87.01.15

روزی که دو مهلت است می خور می ناب
کین عمر دو روزه برنگردد دریاب
دانی که جهان رو به خرابی دارد؟
تو نیز شب و روز ز می باش خراب

سال نو مبارک

April 10, 2008

87.01.22

جواب جاهلان باشد خموشی

April 13, 2008

87.01.25

ای عجب دردی است دل را بس عجب
روز و شب چون غافلی از روز و شب

April 16, 2008

87.01.28

همهمه
میبینی؟
جاده دیگر تهی نسیت
از تو اما
خالی است
آسمان این راه
هیمه ی ابرهای کبود را
خیره ماند
چه کسی میداند
شاید
روزی
رودی جاری شد

April 21, 2008

87.02.02

زنده ام
دستم نیمه شکسته است
همین

April 22, 2008

87.02.03

شماها تو دستگاهتون همزبون به هم نمیرسه؟
دلم اینجا تنگ است

April 23, 2008

87.02.04

دست او در دست دیگری
پوچ بوداز یاد تو
آغوشی
گرم بود
از آفتاب
انحنای یادی در رنج.
نفرت
لغزید.

آره
زندگی دقیقاً اینجوریه.

April 25, 2008

87.02.06

تو از مرز باورهای من گذشتی
اما
فکر این همه مین رو نکرده بودی

شب بخیر کوچولو

April 26, 2008

87.02.07

با تو بودن خیلی وقته که گذشته
خیلی وقته
خیلی

87.02.08

مرد صاحب درد، درد مرد می‌داند که چیست

April 29, 2008

87.02.10

تو همیشه دلت میخواد در برابر همه از من حمایت کنی
ولی در برابر خودت نمیتونی

April 30, 2008

87.02.11

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

Home - About - Activities - Photoblg - Contact

© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour