« February 2008 | | April 2008 »

March 2008

March 1, 2008

86.12.11

رود باید شد و رفت
کوچ باید کرد
زین مرداب

March 2, 2008

86.12.12

از این گنداب
که شما در آن دست و پا میزنید
سخت بوی جهالت می آید
آینده
برکه نیست

March 3, 2008

86.12.13

سرمستم
حس خیره کننده ای
در اعماق وجودم
هنوز
بارقه ای دارد از
دیوانه گی
نقطه سرخط
با قهرمان بازی های
کودک مآبانه
عقل ات را به چالش میکشی
دنیای پیرامون ات
هر چقدر هم که کوچک باشد
باز هم متغیر است
تنها چیزی که همیشه ثابت می ماند
تغییر است
میدانی
سالهاست در کف مشت های گره کرده ات
نقش بسته
بازنده

March 4, 2008

86.12.14

از تمام این آتش ها که بر میفروزی
یک شعله کافیست
تا باد
از خاکستر یادت
بوی تعفن به ارمغان آورد

March 5, 2008

86.12.15

با این تبر
که در دست داری
ریشه ات یکجا قطع نمیشود
تا نابودی
فقط ضجر بیشتر میکشی
کار را کامل به قابیل بسپار
که دست حسد اینبار نیز
سرمه به دیدگانش کشیده

March 7, 2008

86.12.17

توئی که چاره ی مائی
خدا کند که بیائی

March 8, 2008

86.12.18

حاصل شعله هایش
در خلاء
تجمع لکه های ننگی است
سیاه
خاطرات سوخته هم می میرند
شاید
در برهوت سکوت
به زیر نگاه آفتاب
لا به لای حسِ مدامِ انتظار

March 9, 2008

86.12.19

فراتر از
لجنزار
فراتر از
زالوهای کفتار صفت سیاه
فراتر از
بوی تعفن
فراتر از
موش های جونده مردار
فراتر

March 11, 2008

86.12.21

با عقل خود گر جفتمی من گفتنیها گفتمی
خاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا

March 12, 2008

86.12.22

بازی اشکنک داره

Home - About - Activities - Photoblg - Contact

© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour