قدرت تمام رابطه ها
توی زانوهای منه

ما ، در این بازی
همه بازیگریــم.
تنها تفاوت ما
نه در نقش ها
که در دستمزدهاست.
نقطه ته خط

بدترین حادثه اینه که :
از بد حاثه اینجا به پناه آمده ایم

جنس رفیق که جنس باشه
قیمت نداره
گفت و گو نداره که جنس رفافت از تجارته

شک
زار می گریست
دل بسته بود به بهانه های دلتنگی

نماند
نشد که بماند
نتوانست
نه اینکه نخواسته باشد
نه اینکه نخواستن نتوانستن باشد
نماند
هنوز روزگار آنقدرها سرد نیست
به اندازه ی آن روزهای سردی که رفت ، سرد نیست
نه اینکه سرمشق ها یخ زده باشد
نه اینکه انجماد سر انگشتان ذوق ذوق کند
نه
قلم ها
این ناله ی شکایت قلم هاست که احساس می کنند اگر چوب تر بودند نمی سوختند

- تو بساط شما قلم تراش به هم نمی رسه؟

آدم ها روز به روز تغییر می کنند و تغییرات آدم ها را روز به روز آدم

باید دل رو به دریا داد

اگر در كعبه می گردد نمایان
پس بگرد تا بگردی
بگرد تا بگردی

کارهای عقب افتاده ، آدم ها رو عقب افتاده می کنه

آدم های تنها بیش از آنكه خودشان تصور می كنند تنها هستند

باران آمد
باران خاطرات سرد
با اسب آمد.
آن مرد خيس شد

آب باران را باید شست
جور دیگر خیس بايد شد

یک دست صدا نداره ، تا زمانی که زیر گوش کسی نخورده

توهم رو با یک جعبه مدادرنگی 24 تایی رنگ کرده اند

Home - About - Activities - Photoblg - Contact

© 2006 - 2009 - All Right Reserved by Morteza Seyed Ahmadpour